X
تبلیغات
فقط شعر
خوش آمديد

  • نوشته شده توسط alireza | یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ساعت 10:6

     

     

    عشق(غلامرضا طریقی)

    نوشته شده توسط alireza | پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ساعت 17:23

    من آتش عشقم که جهان در اثرش سوخت

    خورشيد ، شبی پيش من آمد ، جگرش سوخت

    آدم به تب ديدنم افتاد و پس از آن

    هر کس که به ديدار من آمد پدرش سوخت

    آتشکده اهل بهشتم من و جزء اين

    هر کس که نظر داشت به پای نظرش سوخت

    شيطان عددی نيست که آتش بزند ..... هان

    سودای مرا داشت به سر ، هر که سرش سوخت

    ققنوس هم از جنس همين شب پرگان بود

    ديوانه خورشيد که شد بال و پرش سوخت

    تنها نه فقط خانه زهرا و علی  .... نه

    هر خانه که با عشق در آميخت درش سوخت

    شاعر خبر تازه ای از عشق شنيد و

    تا خواست کلامی بنويسد خبرش سوخت

    (غلامرضا طریقی)

    برچسب‌ها: عشق غلامرضا طریقی

    چشمات(روزبه بمانی)

    نوشته شده توسط alireza | سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ساعت 3:28




    تو چی داری تو اون چشمات ؟ که هم آبه هم آتیشه
    که اقیانوس میتونه .. تو چشمای تو خالی شه ..
    تو چی داری تو اون چشمات .. که هر چشمی رو میگیره
    که هر خوابی رو من دیدم .. واسه چشمات میمیره ..
    مثل دیوونه ها هر آن .. حواسم با تو درگیره
    تو که چشماتو میبندی .. چشامو خواب میگیره
    چه حسی توی دستاته که تا دستامو میگیری
    جدا میشه از این دنیا , تو آغوشت یه زنجیری
    دوباره پای چشم تو .. شب رو تا صبح بیدارم
    تحمل کن صدایی رو که میگه “دوست دارم”

    روزبه بمانی

    برچسب‌ها: چشمات, روزبه بمانی

    شهید (روزبه بمانی)

    نوشته شده توسط alireza | سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ساعت 3:6




    به هر تابوت خالی که رسیدی بغل کردیش گفتی بسه برگرد..
    آخه تنها واسه تابوت خالی مگه چند سال میشه مادری کرد ؟
    یه سنگ خالی و یک عمر با عشق نشستی با یه دریا آب کردی
    آخه جای منی که زندگیتم چه جوری یه پلاکو خاک کردی ؟
    نشستی حقتو از من بگیری نشستی دست و پامو بیارن
    نشستی بلکه شاید بعد یک عمر یه روزی استخونامو بیارن
    اگه تنها به دریا دل سپردم ببین پشتم یه دریا مرد مادر
    یه روزی با من از این سنگر سرد یه لشکر مرد بر میگرده مادر
    از اون لالایی هایی که نخوندی چشای خیلیارو خواب برده
    نه طوفانی نه سیلابی نه موجی عجیبه خیلیا رو آب برده
    یه سنگ خالی و یک عمر با عشق نشستی با یه دریا آب کردی
    آخه جای منی که زندگیتم چه جوری یه پلاکو خاک کردی ؟

    روزبه بمانی

    برچسب‌ها: شهید, روزبه بمانی

    رفتن(مهدی ایوبی)

    نوشته شده توسط alireza | سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ساعت 2:55


    اشکاتو کی میشمره وقتی که
    دستای من از گونه هات دوره
    رفتن همیشه اختیاری نیست
    ..آدم یه جاهایی رو مجبوره

    فکر کن همیشه مال من باشی
    دنیا  از این زیباترم میشه
    تو خیلی چیزهارو نمیفهمی
    من خیلی حرفارو سرم میشه

    امروز اگه از من جدا باشی
    دلواپس فردای تو نیستم
    دنیات شبیه روزگارم نیست
    من مرد رویاهای تو نیستم

    میرم با اینکه عاشقت هستم
    با اینکه چشمای تری دارم
    ای کاش بفهمی که برای تو
    آرزو های بهتری دارم

    خندت تو خونه م جا نمیگیره
    سهم تو خورشیده نه خاموشی
    من عاشقانه میگذرم از تو
    گاهی چه دلچسب فراموشی

    باورکن این روزا به غیر ازمن
    چیزی تو رویاهات اضافی نیست
    باید با قرصام مهربون تر شم
    بعد از تو روزي دوتا کافی نیست!

    ما قول دادیم مال هم باشیم
    ما قول دادیم اینو میدونم
    با گریه میگیم مرده و قولش
    نامردم و قولم رو میشکونم

    مثل فرشته ها شدی امشب
    تو این لباس روشن توری
    با گریه گم میشم تو مهمونا
    دیدی یه جاهایی رو مجبوری…

    مهدی ایوبی

    برچسب‌ها: مهدی ایوبی, رفتن, فراغ

    از باغ میبرند(فاضل نظری)

    نوشته شده توسط alireza | سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ساعت 2:35



    از باغ می برند چراغانیت کنند

    تا کاج جشن های زمستانیت کنند

    پوشانده اندصبح تو راابرهای تار
    تنهابه این بهانه که بارانی ات کنند

    یوسف به این رها شدن ازچاه دل مبند
    این بار می برند که زندانی ات کنند

    ای گل گمان نکن به شب جشن می روی
    شایدبه خاک مرده ای ارزانیت کنند

    یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

    آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
    شایدبهانه ایست که قربانی ات کنند

    فاضل نظری

     

    برچسب‌ها: از باغ می برند, فاضل نظری

    رفتن(قیصر امین پور)

    نوشته شده توسط alireza | سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ساعت 2:6


    حرفهاي ما هنوز ناتمام...

    تا نگاه مي کني:
    وقت رفتن است
    بازهم همان حکايت هميشگي !
    لحظه ي عظيمت تو ناگزير مي شود
    آي...
    ناگهان
    چقدر زود
    دير مي شود!

    قیصر امین پور

    برچسب‌ها: حرفهای نا تمام, قیصر امین پور

    عشق(افاضل نظری)

    نوشته شده توسط alireza | دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ساعت 6:3




    هم دعـــا کـن گره از کار تو بگشايد عشق
    هم دعـــا کــــن گره تـازه نيــــفزايـد عشق
    قـايقي در طلـــب مـــوج بــــه دريـــا پيوست
    بايـــد از مــــرگ نترســـــيد ،اگـــــر بايد عشق
    عـاقــبـت راز دلـم را بــــه لبــــانـــش گفتم
    شايد اين بوسه به نفرت برسد ،شايد عشق
    شـمع افــــروخــت و پــروانـــــه در آتش گل کرد
    مـي توان ســـوخت اگــر امـر بفرمايد عشق
    پيلـه ي عشق مـــن ابــــريشم تنهايي شد
    شـمع حـق داشت، به پروانه نمي آيد عشق

    فاضل نظری

    برچسب‌ها: عشق, فاضل نظری

    مرگ(فاضل نظری)

    نوشته شده توسط alireza | دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ساعت 5:53


    وضـــع مـــا در گـــردش دنـیا چـــه فرقی می کند

    زنـــدگی یا مــرگ، بعــد از ما چه فرقـی می کند
    مـــاهـــــیـان روی خـــــاک و مــاهــــیـان روی آب
    وقت مـــردن، ســـاحل و دریا چـه فرقی می کند
    سهـم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
    جـای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟...
    فاضل نظری

    برچسب‌ها: مرگ فاظل نظری

    مرگ(حسین پناهی،جلیل صفر بیگی)

    نوشته شده توسط alireza | دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ساعت 5:45


    میزی برای کار ،

    کاری برای تخت ،

    تختی برای خواب ،

    خوابی برای جان ،
    جانی برای مرگ ،
    مرگی برای یاد ،
    یادی برای سنگ ،
    این بود زندگی ...

    حسین پناهی


    در حنجره هاي  ما  صدا را بفشار
    صوت و سخن و حرف و هجا را بفشار
    تاريكي از اين قشنگ تر مي خواهي؟
    اي  مرگ  بيا  گلوي  ما را بفشار 

    جلیل صفربیگی


    برچسب‌ها: مرگ حسین پناهی, جلیل صفر بیگی

  • NEGASH.IR

    ارائه دهنده متفاوت ترين قالب ها براي سرويس هاي وبلاگدهي ايراني

    قالب هاي negash.ir با جديدترين متدها طراحي مي شود و تفاوت حرف اصلي را در آنها مي زند.

    صفحه اصلي سايت negash.ir

  • برچسب ها

  • نويسندگان

  • موضوعات

  • آخرين نوشته هاي من

  • سلام
    یه کم گشتم ولی وبلاگیو پیدا نکردم که شعراش به دلم بچسبه یعنی با شعراش حال کنم
    حالا که خودم این وبلاگو راه انداختم میخوام از هر دری که شده توش شعر بزارم تا اگه کسی اومد دست خالی نره بیرون!
    اگه دیدید شعری داره با دلتون بازی میکنه نظر بدید تا من از اون جور موضوعات بیشتر بزارم.
    یاعلی!
  • NEGASH.IR

    قالب بلاگفا